این را می خواستم دو-سه هفته پیش بنویسم:
چند روزی تو نخ ترانه های روزبه بمانی در آلبوم بی خوابی بودم. حس می کنم آرام آرام بتوانیم او را یک ترانه سرای مولف بنامیم. ترانه هایش برایم رشک برانگیز هستند.


عطر تو را نمی دانم چندبار شنیده ام. اما هنوز هم قبل از اینکه ابی بخواند:"امشب ببین که دست من..." نفسم در سینه حبس می شود! فرید زولاند، کودکی و نوجوانی و جوانی من است. بعد از جوانی را خبر ندارم!