دستِ من وقتِ نوشتن...
1. ای تو دلکوک! ای خوش آهنگ! تو شنیدنی ترینی!
من پر از هوایِ غربت، تو هوایِ سرزمینی!
+
2. به نظر می آید که روابط شهیار خان قنبری با جناب علی رضا امیرقاسمی (علی کوچیکه ی سابق)، خیلی گرم شده و وقتی این اتفاق می افتد؛ معلوم است که از آن طرف رابطه ی شهیار قنبری با گوگوش و مهرداد آسمانی نیز رو به سردی بگراید. کاری به اتفاقات زرد و بی معنی ِ این قضیه ندارم، اما برایم جالب است ببینم که گوگوش اگر با شهیار قنبری همکاری نکند با چه کسی می خواهد همکاری کند؟
با زویا زاکاریان که رابطه اش قبلاً شکرآب شده، ایرج جنتی عطایی که صریحاً اعلام کرده بود گوگوش را از جرگه ی طلایه داران موسیقی پاپ نوین ایران خارج می بیند، اردلان سرفراز هم که با عالم و آدم و حتی خودش؛ البته غیر از فرید زولاند، رابطه ی خوبی ندارد، احتمالاً کار به مریم حیدرزاده و پاکسیما می رسد! خوشبینانه تر اگر نگاه کنیم می توان به گزینه هایی همچون بابک صحرایی و اهورا ایمان هم فکر کرد! واقعاً خنده دار می شود!
به نظر من گوگوش از وقتی ایران را ترک کرد، پشتِ سر ِ هم مرتکب ِ اشتباه شد! و حالا هم که همه را ازخود رانده، باید با به قولِ خودش با واروژانِ جدیدش خوش باشد!
3. هنوز هم نمی توانم هضم کنم که چطور فیلمی مثل ِ "همیشه پای یک زن در میان است" فیلم منتخب تماشاگران جشنواره ی فجر شده است. فکر می کنم اینقدر از سینما سر دربیاورم که بفهمم فیلم، یک بنجل ِ واقعی بود! نمی دانم این همه بازیگر ِ مطرح چگونه حاضر به بازی کردنِ همچین فیلمنامه ای شده اند، حتی اگر فیلمنامه را نغمه ثمینی نوشته باشد.
اگر یک جایی تو یه مجله ی سینمایی یه کاره ای بودم، یه امتیاز ِ "صفر از ده" به این فیلم می دادم!
از دیروز که فیلم را دیده ام، تا امروز تقریباً هیچ صحنه ای از فیلم در خاطرم نمانده است!
من پر از هوایِ غربت، تو هوایِ سرزمینی!
+
2. به نظر می آید که روابط شهیار خان قنبری با جناب علی رضا امیرقاسمی (علی کوچیکه ی سابق)، خیلی گرم شده و وقتی این اتفاق می افتد؛ معلوم است که از آن طرف رابطه ی شهیار قنبری با گوگوش و مهرداد آسمانی نیز رو به سردی بگراید. کاری به اتفاقات زرد و بی معنی ِ این قضیه ندارم، اما برایم جالب است ببینم که گوگوش اگر با شهیار قنبری همکاری نکند با چه کسی می خواهد همکاری کند؟
با زویا زاکاریان که رابطه اش قبلاً شکرآب شده، ایرج جنتی عطایی که صریحاً اعلام کرده بود گوگوش را از جرگه ی طلایه داران موسیقی پاپ نوین ایران خارج می بیند، اردلان سرفراز هم که با عالم و آدم و حتی خودش؛ البته غیر از فرید زولاند، رابطه ی خوبی ندارد، احتمالاً کار به مریم حیدرزاده و پاکسیما می رسد! خوشبینانه تر اگر نگاه کنیم می توان به گزینه هایی همچون بابک صحرایی و اهورا ایمان هم فکر کرد! واقعاً خنده دار می شود!
به نظر من گوگوش از وقتی ایران را ترک کرد، پشتِ سر ِ هم مرتکب ِ اشتباه شد! و حالا هم که همه را ازخود رانده، باید با به قولِ خودش با واروژانِ جدیدش خوش باشد!
3. هنوز هم نمی توانم هضم کنم که چطور فیلمی مثل ِ "همیشه پای یک زن در میان است" فیلم منتخب تماشاگران جشنواره ی فجر شده است. فکر می کنم اینقدر از سینما سر دربیاورم که بفهمم فیلم، یک بنجل ِ واقعی بود! نمی دانم این همه بازیگر ِ مطرح چگونه حاضر به بازی کردنِ همچین فیلمنامه ای شده اند، حتی اگر فیلمنامه را نغمه ثمینی نوشته باشد.
اگر یک جایی تو یه مجله ی سینمایی یه کاره ای بودم، یه امتیاز ِ "صفر از ده" به این فیلم می دادم!
از دیروز که فیلم را دیده ام، تا امروز تقریباً هیچ صحنه ای از فیلم در خاطرم نمانده است!
+ نوشته شده در پنجشنبه ۲۴ مرداد ۱۳۸۷ ساعت 2 توسط سروش
|