تبليغاتX
|NoteBeNote|~|Comments|~|Songs|
جمعه 22 شهریور1387
""قواعد قافیه - قسمت دوم""
غیر از این قسمت، یک قسمت کوتاه دیگر نیز مانده.

در قسمت قبلی، کلیاتی درباره ی شعر و قافیه ی آن خواندیم و دیدیم که قافیه ی شعر فارسی تابع دو قاعده است. این دو قاعدهی کلی استثناهایی دارند که آن ها را می توان در هفت مورد به شرح زیر طبقه بندی کرد:
تبصره ی یک – به آخر واژه های قافیه ممکن است یک یا چند حرف الحاق شود.حرف یا حروف الحاقی قافیه نیز جزء حروف مشترک قافیه اند و رعایت آن هالازم است؛ مثلاً در شعر زیر به آخر "بهار" و "یار"، "ان" الحاق شده است:
بگذار تا بگریم، چون ابر در بهاران
کز سنگ ناله خیزد روز وداع یاران
ار + ان حروف قافیه است: ار حروف اصلی (طبق قاعده ی دو) ان حروف الحاقی.

در شعر زیر:
ای پادشه خوبان داد از غم تنهایی
دل بی تو به جان آمد وقت است که باز آیی
ا + یی حروف قافیه است: ا حروف اصلی (طبق قاعده ی یک) و یی حروف الحاقی.

حروف الحاقی عبارت است از:
شناسه ها، ضمایر متصل، پسوند ها، مخخف صیغه های زمان حال بودن(  _َم، ی، یم، ید، _َ ند) و "ی" آخر بعضی واژه های مختوم به "ا" و "و" مثلاً در واژه های "خدای" و "موی".
تذکر: برای مشخص کردن قافیه ی هر شعر، ابتدا ردیف را مشخص می کنیم و بعد حروف الحاقی و سپس حروف اصلی را.

تبصره ی دو -  بعضی از واژه ها به مصوت --ِ- ( هـ بیان حرکت) یا مصوت ی ختم می شوند. مانند: جامه (=جام ِ)، پرده (پردِ )، بازی، سی. این --ِ-  و ی گرچه جزو کلمه ی قافیه یعنی حروف اصلی هستند، اما از نظر قافیه، الحاقی به شمار می آیند:
کسان شهد نوشند و مرغ و بره (بر ِ)
مرا روی نان می نبیند تره (تر ِ)
َ  ر حروف قافیه است: َ  ر، اصلی (طبق قاعده ی دو) و --ِ- در حکم الحاقی.

یکی مشکلی برد پیش علی
مگر مشکلش را کند منجلی
َ لی حروف قافیه است:  َ ل، اصلی (طبق قاعده ی دو) و ی در حکم الحاقی.

تبصره ی سه -  رعایت قواعد دو گانه ی قافیه الزامی است. فقط یک استثنا دارد:
اگر در قاعده ی دو یعنی مصوت + صامت (+صامت)، مصوت کوتاه باشد و قافیه حروف الحاقی داشته باشد، این مصوت کوتاه می تواند متفاوت باشد؛  مثلاً "کُشت" (قتل کرد) با "گشت" (گردید) قافیه نمی شود زیرا مصوت اولی ضمه و دومی فتحه است. اما اگر به آخر این دو کلمه، حرف یا حروفی، مثلاً --ِ- (هـ بیان حرکت) الحاق شود، این دو کلمه قافیه می شوند:
سراسر همه دشت پُرکُشته بود
زمین چون گل ارغوان گشته بود

همین طور "منظَر" با "تصوُر" قافیه نمی شود ولی در صورت افزوده شدن حرف الحاقی مثلاً "ی" قافیه شدن آن ها اشکال ندارد:
آمدمت که بنگرم، باز نظر به خود کنم
سیر نمی شود نظر، بس که لطیف منظری
گفتم اگر نبینمت، مهر فرامشم شود
می روی و مقابلی، غایب و در تصوری   (سعدی)

واژه ی بنده (= بندِ) با ژنده (=ژندِ) نیز قافیه می شود، چون کسره ی آخر در حکم ِ الحاقی است.
{طبق همین قاعده، اگر در دو کلمه ی "سرسری" و "آجری"، "ی" را حرف الحاقی بگیریم، آن گاه قافیه ی آن ها درست است. حال باید مشخص شود که "ی" در "سرسری" چگونه کلمه ای است.}

تبصره ی چهار – پسوند و پیشوند گرچه واژه نیستند اما گاهی در قافیه ی شعر در حکم واژه ی قافیه قرار گرفته اند:
چنان صورتش بسته تمثال گر
که صورت نبندد از آن خوب تر
"گر" و "تر" پسوند هستند و باید الحاقی به حساب آیند، اما خود واژه ی قافیه قرار گرفته اند. همچنین در شعر:

گرفتم که خود هستی از عیب پاک
تعنت مکنبر من ِ عیب ناک
"ناک" پسوند است، اما واژه ی قافیه قرار گرفته و با کلمه ی "پاک" قافیه شده است. {با توجه به تبصره ی چهار و خصوصاً همین مثال، قافیه ی "مُردن" و "معدن" کاملاً صحیح هستند} در شعر ِ زیر:
دلم جز مهر مه رویان طریقی بر نمی گیرد
ز هر در می دهم پندش ولیکن در نمی گیرد
"بَر" و "دَر" پیشوند هستند اما واژه ی قافیه قرار گرفته اند.

در صورتی پسوند یا پیشوند واژه ی قافیه محسوب می شود که تکرار نشود؛ مثلاً در این بیت مولوی:
نک بهاران شد صلا ای لولیان
بانگ نای و سبزه و آب روان
که گرچه حروف مشترک، تنها حروف الحاقی آن است، اما پسوند "ان" در واژه ی "لولیان" نشانه ی جمع است و در واژه ی روان نشانه ی صفت حالیه و قافیه درست است. ولی در این بیت دقیقی:
شب سیاه بدان زلفکان تو مانَد
سپید روز به پاکی رخان تو مانَد
"ان" در هر دو واژه نشانه ی جمع است و چون تکرار شده لذا قافیه درست نیست.

تبصره ی پنج -  اگر قبل از حروف قافیه ( در قاعده ی 1و 2) حرف یا حروف دیگری مشترک باشد، آن ها جزء حروف قافیه نیستند و رعایت آن ها لازم نیست. مثلاً در شعر:
به خُردی بخورد از بزرگان قفا
خدا دادش اندر بزرگی صفا

َ فا، حروف مشترک است، اما قافیه فقط مصوت / ا / است و رعایت حروف مشترک دیگر ضرورتی ندارد. به عبارت دیگر قفا و صفا با واژه هایی مثل ما و فضا قافیه می شود. {وقعاً تبصره ی بیخودی بود! یه مثالِ دیگه هم داشت که ننوشتم}

تبصره ی شش – اگر واژه های قافیه لفظاً یکسان ولی در معنی متفاوت باشند، قافیه درست است و جناس هم دارد:
ز هر ناحیت کاروان ها روان ( = رونده)
به دیدار آن صورت بی روان ( = روح)

تبصره ی هفت - گاه حروف قافیه در بیش از یک واژه قرار می گیرد:
چراغ روی تو را شمع گشت پروانه
مرا ز خال تو با حال خویش پروا، نه
در مصراع دوم پروا + نه (پروا نیست) با پروانه قافیه شده است که حروف قافیه در آن ا + انه است.


منبع: قافیه و عروض - نقد ادبی، دوره ی پیش دانشگاهی، رشته های علوم انسانی – علوم و معارف اسلامی
پنجشنبه 14 شهریور1387
""قواعد قافیه - قسمت اول""
فکر کنم این مطلب برای بعضی از دوستان مفید باشم. احتمالاً دو قسمتِ دیگر هم دارد که آن دو قسمت بیشتر به کار می آیند، اما اینها هم بالاخره باید گفته می شدند.

مصوت و صامت

حروف ملفوظ بر دو گونه است: مصوت و صامت.
مصوت- زبان فارسیدازای سه مصوت کوتاه و سه مصوت بلند است (1). مصوت های کوتاه (= حرکات عبارت اند از:  َ  ِ  ُ ) مصوت های بلند عبارت است از "و" ، "ا"، "ی" مثلاً در آخر واژه های "کو"، "پا"، "سی".(2)
صامت- زبان فارسی دارای 23 مصوت است [که فکر می کنم نیازی به نام بردنشان نیست]

قافیه ی شعر فارسی

به نام خداوند جان آفرین                       حکیم سخن در زبان آفرین
بیت فوق قافیه دار است. واژه ی آفرین در آخر دو مصرع ردیف نام دارد و جان و زبان واژه های قافیه و "ان" حروف قافیه.
ردیف- بعضی اشعار ردیف دارند. ردیف کلمه یا کلماتی است که بعد از واژه های قافیه، عیناً (از نظر لفظ و معنی) تکرار می شود.
واژه های قافیه- واژه هایی است که حرف یا حروف قافیه در آخر آن ها مشترک باشد (3).
قافیه یا حروف قافیه- حرف یا حروف مشترکِ برای قافیه سازی لازم است. این حرف یا حروف چنان که گفتیم در آخر واژه های قافیه می آید. در این شعر:
به جهان خرم از آنم که جهان خرم ازوست
عاشقم بر همه عالم که همه عالم ازوست
"ازوست" ردیف است و "خرم" و "عالم" واژه های قافیه و   َ م حروف قافیه.
در شعر زیر ردیف وجود ندارد. تماشا و صحرا واژه های قافیه هستند و "ا" حروف قافیه.
شد موسم سبزه و تماشا       برخیز و بیا به سوی صحرا


قواعد قافیه
(الف)

حداقل حروف مشترک لازم برای قافیه تابع دو قاعده است:
قاعده ی یک: هر یک از مصوت های /ا/ ، /و/ به تنهایی اساس قافیه قرار می گیرند(4).
سال ها دل طلب جام جم از ما می کرد       وآنچه خود داشت ز بیگانه تمنا می کرد
یا
ای چشم تو دل فریب و جادو          در چشم تو خیره چشم آهو

قاعده ی دو: هر مصوت با یک یا دو صامت بعدش قافیه قرار می گیرد: مصوت + صامت + (صامت)  [به واژه ی بعدش توجه داشته باشید]
کی شعر تر انگیزد خاطر که حزین باشد        یک نکته از این دفتر گفتیم و همین باشد
حروف قافیه: ین (مصوت + صامت)

مزرع سبز فلک دیدم و داس مه نو        یادم از کشته ی خویش آمد و هنگام درو
حروف قافیه: ُ و (مصوت + صامت)

کسی دانه ی نیک مردی نکاشت           کزو خرمن کام دل برنداشت
حروف قافیه: اشت (مصوت + صامت + صامت)
نکونام و صاحب دل و حق پرست           خط عارضش خوش تر از خط دست
حروف قافیه: َ ست (مصوت + صامت + صامت)



(1)    در فارسی امروز مصوت مرکب وجود ندارد.
(2)    علامت "و" در خط فارسی نماینده ی سه حرف ملفوظ است. مثلاً در واژه های "تو"، "سود"، "وجد". به علاوه در کلمه ی "نو" نماینده ی دو حرف ملفوظ است. علامت "ی" نیز نماینده ی دو حرف ملفوظ متفاوت است در واژه های "سی" و "وی".
(3)    در بعضی از اشعار، گاه واژه های ردیف از نظر معنا با هم تفاوت دارند، ولی این تفاوتِ معنایی، جنبه ی مجازی دارد و برای خواننده یا شنونده چندان محسوس نیست؛ مانند:
سال ها دل طلب جام جم از ما می کرد
وآنچه خود داشت ز بیگانه تمنا می کرد
...
گفتم: این جام جهان بین به تو کی داد حکیم؟
گفت: ان روز که این گنبد مینا می کرد
"می کرد" در بیت دوم به معنای "می ساخت" به کار رفته است.
(4)    مصوت "ی" معمولاً به تنهایی حرف قافیه قرار نمی گیرد. مثلاً واژه ی "بازی" با "معنی" قافیه نمی شود؛ اما بعضی از شاعران به ندرت "ی" را تنها حرف قافیه قرار داده اند:
       گاهِ توبه کردن آمد از مدایح و ز هجی
       کز هجی بینم زیان و از مدایح سود، نی (منوچهری)

       مصوت کوتاه –ِ (= ـه/ه) نیز گاهی به ندرت اساس قافیه قرار گرفته است. به ویژه هرگاه قافیه ی شعر، الحاقی داشته باشد.
هرکجا ذکر او بود تو که ای
جمله تسلیم کن بدو تو چه ای




منبع: ادبیات فارسی  (قافیه و عروض - نقد ادبی)، دوره ی پیش دانشگاهی، رشته های علوم انسانی- علوم و معارف اسلامی