تبليغاتX
|NoteBeNote|~|Comments|~|Songs|
شنبه 3 فروردین1387
معجزه ی خاموش

   

آهنگ: بابک سعیدی

کلام: ایرج جنتی عطایی

صدا: داریوش

 

ای معجزه ی خاموش! یه حادثه روشن شو!

یه لحظه، فقط یه آه، هم جنس ِ شکفتن شو!

از روزنِ ایـن کــُنـج ِ خـاکـسـتریِ پـرپـر،

مشغولِ تماشای ویرون شدنِ من شو!

 

برگرد! به برگشتن، از فاصله دورم کن!

یه خاطره با من باش! یه گریه مرورم کن!

 

از گـُرگـُر ِ بی رحم ِ این تجربه ی "من سوز"،

پرواز ِ رهایی باش به ضیافتِ دیروز!

 

به کوچه که پیوستی، شهر از تو لبالب شد!

لحظه آخر ِ لحظه، شب عاقبتِ شب شد!

 

آغوش جهان رو به دلشوره شتابان بود!

راهی شدنت حرفِ نقطه چین ِ پایان بود!

 

ای معجزه ی خاموش! یه حادثه روشن شو!

یه لحظه، فقط یه آه، هم جنس ِ شکفتن شو!

از روزنِ ایـن کــُنـج ِ خـاکـسـتریِ پـرپـر،

مشغولِ تماشای ویرون شدنِ من شو!

 

پنجشنبه 1 فروردین1387
با اینا بهارُ باور می کنم...
 

باز کن پنجره ها را که نسیم،

روز میلاد اقاقی ها را

جشن می گیرد!

و بهار،

روی هر شاخه، کنار هر برگ،

شمع روشن کرده است!

"فریدون مشیری"

 

 

 

 

"ترانه ی نوین" امسال سی و هشت ساله می شود. پاییز پنجاه بود که صفحه های چهل و پنج دور، لوگوی "دو ماهی" را روی خود حک شده دیدند. با سی و هشت ترانه و آهنگ، این تاریخ ِ تقریباً چهار دهه ای را مرور می کنیم. توضیح این که در این مطلب، قصد نداشته ایم بهترین ها را انتخاب کنیم که این امر، کاری ست تقریباً غیر ممکن! بلکه تنها تلاش کردیم تا مروری داشته باشیم از سال "چهل و نه" تا سال "هشتاد و شش" و بر آن بودیم که در این انتخاب ها تنوع را نیز در نظر داشته باشیم؛ هر چند این تنوع در انتخاب ترانه سراها کم تر حاصل شد تا در انتخاب خواننده ها، و همچنین انتخاب نکردنِ آثار ِ کم مایه تر را نیز مد نظر قرار دادیم، با وجود اینکه این آثار بعضاً در حافظه ی عمومی ِ جامعه حضور پُررنگی داشتند ... خلاصه اینکه وقتی این مطلب را می خوانید، دنبال آهنگ های محبوب ِ خود نگردید تا اگر آن را نیافتید، بر نویسنده خرده نگیرید. لیستی که می بینید، حتی لیست محبوب ترین های خود ِ من هم نیست!

به هر حال مرور ِ خاطرات، همیشه لذت بخش است و نگاهی به سی و هشت ترانه ی خاطره ساز از این سی و هشت سال، در این روزهای آغاز سال، خالی از لطف و لذت نیست؛ هر چند در جاهایی کنترل خودم را از دست دادم و بیش از حد شخصی و نوستالژیک نوشتم...

 

 

 

  1. مرد ِ تنها

"" این ترانه را بر موسیقی ِ آفتابی اسفندیار نوشتم. فرصت نبود و ترانه ی مرد تنها، می بایست برای فیلم رضا موتوری آماده می شد. شبی تا سحرگاه، در بالاخانه ی شرکت سینمایی پیام حبس شدیم تا ترانه ی متن فیلم به دنیا بیاید.

روز پس از موعود، مسعود کیمیایی و علی عباسی، ترانه را شنیدند و پسندیدند. این نخستین ترانه ی بی قافیه است. ترانه ای از جنس شعر معاصر، ترانه ی مرد تنها.

این صدای بی صدا به سبب تازگی اش، برای من بسیار عزیز است. ""

شهیار قنبری، دریا در من، پانویس ِ ترانه ی "مرد تنها"

 

 

  1. جاده

"جاده" چند سالی جلوتر از زمان خودش به نظر می رسد! به این نکته دقت کنید که از قصه ی دوماهی ِ زمستان چهل و نه تا جاده ی زمستان پنجاه و یک فقط دو سال فاصله است. اجرای گوگوش در لحظات پایانی ِ "جاده"، یکی از شنیدنی ترین لحظات ترانه ی نوین را رقم زده است.

 

 

  1. دو پنجره

"دو پنجره" یکی از بهترین های اردلان سرفراز است؛ هنگامی که شماعی زاده، سر ِ صفِ آهنگسازان ایستاده بود. در آن زمان که هنوز واروژان آتش بازی خود را شروع نکرده و فرید زولاند هم، وارد صحنه نشده و بابک بیات هم همکاری های جدی تر و مهم ترش با ایرج را انجام نداده بود. تنظیم همیشه آفتابی ِ"واروژان"، تضمین کننده ی تولد ِ یک شاهکار تمام عیار است.

 

 

  1. سفر

شنیدن صدای "شماعی زاده" هنگامی که مانند یک خواننده ی اپرا فریاد می زند، فرصتی است که کمتر دست می دهد!!! ملودی ِ شماعی زاده بسیار خوب به نظر می رسد و ترانه ی اردلان سرفراز هم حال و روز خوبی دارد! شاید آهنگی است که کمتر از آنچه حقش است شنیده شده و درباره اش صحبت شده...

تاثیر خواننده و سابقه ی کاری او بر ماندگاری ِ اثر، در این مواقع بیش تر مشخص می شود...

 

 

  1. دریایی

"دریایی" کامل ترین کار  ِمثلثِ طلایی «جنتی عطایی - واروژان -  گوگوش» به نظر می رسد؛ هر چند به شخصه، "پل" برایِ من دوست داشتنی تر است...

ترانه به گمانم، به همراهِ "شب ِ شیشه ای" و "وقتشه!" در لابلایِ فیلم ِ "ممل آمریکایی" جای می گیرد. تصور کنید واروژان برای فیلمی آهنگ می سازد و ترانه های آن فیلم ( که در واقع تنها، قسمتی از موسیقی فیلم هستند)، سه ترانه ی نامبرده هستند!!!

 

 

  1. نماز

" من نمازم تورو هر روز دیدنه..."

سه اجرا از "فریدون فروغی"، "رامش" و "داریوش" از این آهنگ موجود است که اجرای داریوش کمتر شنیده شده است و ظاهراً در یک جمع خصوصی خوانده شده است؛ با این تفاصیل باز هم به نظر من اجرای فریدون شنیدنی تر است. خود فریدون هم دو اجرایِ "نیاز" و "نماز" از این ترانه دارد و جالب این که هیچ کدام از این چهار اجرای مذکور، کاملاً آن چیزی نیست که در کتاب "دریا در من" (یا همان نسخه ی "حوض در من"!!!) آمده است و هرکدام تکه ای از ترانه ی اصلی کم دارد.

 

 

  1. چشم من

ترانه ای که برای موضوعی کاملاً خاص سروده شده است، اما توانایی خود را در ایجاد هم ذات پنداری در شرایط مختلف و برای آدم های مختلف، در این سی و چند ساله به خوبی نشان داده است. شماعی زاده یکی از اوج هایش را تجربه می کند و این، آهنگی است که همیشه برای کسانی که به طور جدی با داریوش و ترانه ی نوین سروکاری نداشته اند، آهنگ ِ محبوبی بوده است...

 

 

  1. همیشه غایب

اجرایِ این ترانه داستان جالبی دارد که با توجه به توضیح ِ آن توسطِ شهیار قنبری در کتابش، در اینجا لازم به ذکر به نظر نمی رسد. به هر حال، یک نسخه با اجرای داریوش هم وجود دارد که دکلمه ی پایانی ِ "شاید این همیشه غایب تو باشی! / تو اگه اومدنی نیستی، بگو! / اگه ما رو خواستنی نیستی، بگو!" در این اجرا شنیده می شود. بر خلاف نماز، در این ترانه من به شخصه اجرای داریوش را به اجرای فریدون ترجیح می دهم.

 

 

  1. یاور همیشه مومن

این اسمی ست که تقریباً در همه ی نظرسنجی ها از هوادارانِ داریوش، بر صدر می نشیند.

(ایرج جنتی عطایی، فرید زولاند، واروژان، داریوش)

از این چهار اسم چه انتظاری می رود خصوصاً وقتی هر چهارتایشان نوکِ قله ی اوج باشند؟ بی سبب نیست که "بابک بیات" همیشه از ایرج گلایه داشت که چرا این ترانه را به او نسپرده است، انگار "یاور همیشه مومن" جادویی ابدی را در خود حمل می کند...

برایِ من (و احتمالاً بسیاری دیگر)، این آهنگ، دوست داشتنی ترین جایِ موسیقی پاپ ِ نوین ایران است...

 

 

  1. هجرت

ارکستر سمفونیک تهران با همراهی ِ گروه کر تالار رودکی... یکی از بهترین آثار ِ ناصر چشم آذر متولد می شود. اجرای گوگوش، به باور من بی نظیر است و "هجرت" آهنگی ست که برای شنونده ی آن دیر تمام می شود؛ به بیان دیگر، قابلیت بارها و بارها شنیده شدن را داراست.

 

 

  1. کودکانه

"کودکانه هنوز هم جانانه است!"

"کودکانه" اولین آهنگ فرهاد بود که شنیدم؛ سال های کودکی... و کودکانه هنوز هم جانانه است! به یمن ِ مرگِ فرهاد، "کودکانه" را در این سال ها بیشتر می شنویم؛ کودکانه ای که بوی توپ می دهد، بوی گل ِ محمدی می دهد، بوی یاس ِ جانماز ترمه ی مادربزرگ می دهد، بوی فرهاد می دهد و اگر اجازه دهند بویِ شهیار و منفرد زاده می دهد...

 

 

  1. آشپزخونه

"آشپزخونه" شاید بهترین ترانه در حیطه ی موضوعش باشد. "گستاخی"، "منو بشناس"، "آی مَردم! مُردم!"، "دیوار یار" و شاید حتی نمونه های مشکوکی همچون "آقاجون" در حیطه ی مزبور قرار می گیرند: تصویری از زندگی روزمره ی یکنواخت و توأم با رنج زن ِ ایرانی... جالب است که تمامی ِ این ترانه ها به جز "دیوار یار" روایت را از زبان شخصیت زن ِ قصه روایت می کنند و در این میان "آشپزخونه" بی طرف تر و متعادل تر سخن می گوید، عاشقانه است، نگاه دقیق تری دارد و حرف خود را می زند؛ هر چند نه خیلی تند و بی پروایانه...

 

 

  1. بدرقه

" حالا اون اسب بزرگ آهنی منتظره..."

تنظیم ِ "آندرانیک" دست نیافتنی می نماید و ترانه ی "منصور تهرانی" هم اگر چه شاهکار نیست؛ اما دوست داشتنی ست. آهنگ های "سیاوش قمیشی" حتی از همان دهه ی پنجاه هم، نام ِ سازنده ی خود را فریاد می زنند!!!

 

 

  1. صدای بارون

"صدای بارون" آهنگی بود که شایعات بسیاری را برای خواننده ی آن به همراه داشت؛ ستّاری که آن روزها در کنار داریوش در محبوبیت بی رقیب بود. اما به هر حال، "صدای بارون" امروز هم شنیدنی ست و تازه... خوراک لحظه هایِ بارونی ِ گریه! ترانه ی "اردلان سرفراز" مثل ِ همیشه سرشار و سرریز ِ احساس است.

 

 

  1. شقایق

احتمالاً معروف ترین آهنگِ داریوش است و هر کسی که حتی یک آهنگ هم از داریوش نشنیده باشد، "شقایق" را به احتمال قریب به یقین می شناسد. به راستی راز محبوبیت "شقایق" در چیست؟ فرید زولاند بهتر از این را بارها تجربه کرده و ترانه ی اردلان حتی اگر معروف باشد، از بهترین ترانه های او نیست! "شقایق" امسال سی و دو ساله می شود؛ اما همچنان یک پای ثابت ِ تمامی کنسرت های داریوش است...

 

 

  1. سقف

"سقف" به باور من، از بهترین و کامل ترین ترانه های جنتی عطایی و حتی ترانه ی نوین است. انتخاب سوژه و نوع پرداخت آن در طول روایت اثر، نگاهِ تازه به مقوله ی تکراری ِ عشق، پایان بندی کاملاً مناسب و تاثیرگذار، همه و همه، به بهترین شکل ِ ممکن در "سقف" نمود پیدا می کنند.

"جنتی عطایی، منفرد زاده، فرهاد"؛ مثلثی که کاش همکاری شان محدود به "سقف" نبود...

 

 

  1. شب زده

"شب زده" یقیناً یکی از پنج اثر برتر ابی در سال های پیش از انقلاب است. ترانه ی زویا در بسیاری از لحظات شبیه ِ کارهایِ سرفراز است، اما با این وجود لحظه ای کم نمی آورد و تا پایان شنیدنی و تاثیر گذار است.

سفری که علاج ِ دردِ "شب زده ها" نبود، چند سال ِ بعد برایِ عده ی کثیری از هنرمندان رخ داد...

 

 

  1. گهواره

گهواره برای ِ من از بهترین های ترانه ی نوین است. ترانه ی ساده، اما پر از حرف زویا، اجرای سراسر احساس ِ گوگوش همراه با آهنگ ِ همیشه خوب ِ واروژانِ بزرگ، از این آهنگ آهنگ خاصی برای من ساخته است.

 

 

  1. خاتون

"خاتون" از بهترین های بابک بیات برای ابی است. ملودیِ "خاتون" ملودی ای بود که بابک بیات برای ترانه ی "هم غصّه" ی ایرج ساخته بود، اما از قرار ِ معلوم این ترانه در آن زمان، به دلیل سانسور، مجالی برای پخش و اجرا پیدا نکرد و ایرج جنتی عطایی "خاتون" را در نیم ساعت نوشت!! (اگر دقت کنید می بینید که "هم غصه" و "خاتون" هردو بر وزن رباعی(مفاعیلن مفاعیلن فعولن) نوشته شده اند.) سر انجام، "هم غصه"، سال ها بعد و در آلبوم "گل بیتا" به گوش ِ علاقه مندان رسید.

 

 

  1. یک نفس عطر تو بس!

شاهکاری است که کمتر شنیده شده است. واروژان بزرگ مثل ِ همیشه کار خودش را به بهترین نحو انجام می دهد و ترانه ی شهیار قنبری در بسیاری از لحظات شبیه ِ کارهای پس از پنجاه و هفت اوست. "لیلا فروهر" کم تر این لحظات را تجربه کرده است...

 

 

  1. یار دبستانی

چند سالی است که "یار دبستانی" یک پای ثابت ِ همه ی اعتراض ها و تجمع های سیاسی-اجتماعی شده است. قابلیت موسیقیایی که به این ترانه اجازه می دهد تا به راحتی روی لب زمزمه شود و همچنین متن ترانه که به نوعی اعتراض به وضع موجود را به همراه دارد، موارد استفاده از این ترانه را، آن هم در این سال ها، افزایش داده است!!!

یک سوال: کسی هست که اجرای "جمشید جم" یا "منصور تهرانی" را به به اجرایِ "فریدون فروغی" ترجیح بدهد؟

پانویس: از هفته ی پیش شاهد ِ پخش ِ ورژن ِ جدیدی از ترانه ی "یار دبستانی" از رسانه ی ملی!!! بودیم که در ترانه ی مذکور ابیات و بند های شاهکاری هم چون: "هر جایِ دنیا که باشیم، خامنه ای رهبر ِ ماست!" و "رأی من و تو می تونه، دشمنو رسوا کنه باز" و از این دست... به چشم می خورد. بنده به نوبه ی خودم این مصیبت بزرگ را به همه ی کارورزان و دوست دارانِ ترانه، تسلیت عرض می کنم.

 

 

  1. مرا به خانه ام ببر

ترانه ها بوی غربت می گیرند، یارانِ دبستانی از خانه رخت می بندند... "نازنین" و "مرا به خانه ام ببر" از اولین ترانه ها با رنگ و بوی غربت هستند که هر دو در سال 63(؟؟) اجرا شده اند؛ تلخی ِ غربت و غم ِ دوری از خانه ای که اگر چه خانه نیست، اما هنوز منزلگاه ِ عاشقانی است که در خانه، بر پیمان خویش، عاشق مانده اند؛ در سرتاسر ِ این ترانه ها موج می زند و هجرت، خوابی است که همچنان و همچنان بی تعبیر مانده است...

 

 

  1. گریز

باز هم غربت؛ غربتی که به نظر می رسد اردلان سرفراز را بیش از دیگران آزرده است. شاید یکی از بهترین همکاری های اردلان و زولاند باشد که اگر اردلانِ سرفراز در قسمت های پایانی ِ ترانه اندکی از موضوع و لحن ِ خود منحرف نمی شد، با اثر ِ بهتری رو به رو بودیم.

"گریز"، آهنگِ کودکی ِ من است... روزهای خوش کودکی... روزهایی که "نون و پنیر و سبزی" را با ترس و لرز گوش می کردند! من بودم و نوارهایِ محصولِ لس انجلسی و "گریز"ی که به سختی می دانستم نام خواننده ی آن ابی است. صبح ها را با نوار های لس آنجلسی سپری می کردم! صبح هایی که پدر سر کار بود و مادر هنوز خواب بود و منی که هنوز به روزهای مدرسه نرسیده بودم...

گریز،

شب ِ "شکیلا" (چه شد شاعر که در باغم، گلی دیگر نمی روید؟)،

آهنگی از شاهرخ که نام آن آهنگ را هنوز هم نمی دانم!،

آی دختر صحرا، نیلوفر!،

یه قاصد خبرم داد! که آفتاب لب ِ بومه...،

زبانم را نمی فهمی! تو خطم را نمی خوانی...،

Wind Of Change!!!...

و تمام لحظاتِ باشکوه ِ راس راسکی...

 

راستی این اتفاق ِ بدی نبود که لس آنجلس نشینان سلیقه ی ما را تعیین کردند؟

 

 

  1. با من باش!

مُعین، خواننده ی شماره ی یکِ نیمه ی دوم دهه ی شصت و تا حدِّ زیادی نیمه ی اول دهه ی هفتاد بود. چه از نظرگاهِ آثار به اصطلاح "لس آنجلسی" اش که نقل مجالس بود و چه از لحاظ آثار ِ ترانه ی نوینی... لیکن "شماره ی یک" بودنِ معین در این سال ها خیلی دور از دسترس به نظر می رسد. (اصولاً در این سال ها به طور کلی شماره ی یک نداریم!!!) دو همکاری با بابک بیات در آلبوم ِ آخر (که یکی اش را ترانه و تنظیم بر باد داد!) ذهن ِ مرا به این سمت سوق می دهد که هیچ کس مثل ِ  "فرید زولاند" بر خصوصیات حنجره ی معین مسلط نیست؛ هر چند این نکته را نباید فراموش کرد که "بابک بیات" آهنگ ها را لزوماً برای معین نساخته بود...

 

 

  1. نامه

سومین ترانه ی غربت زده!!! ی این لیست که اتفاقاً یکی از بهترین ترانه های ِ با مضمون غربت است. لحن ِ خاص و صمیمانه ی زویا که شاید به کارهای دیگرش شباهت نداشته باشد، اما تلخی ِ همراه با صمیمیت این ترانه ی در قالب نامه، آن را به یکی از دوست داشتنی ترین آهنگ های سیاوش قمیشی تبدیل کرده است.

 

 

  1. عطر تو

حضور ِ "عطر تو" در این لیست را بگذارید به حساب ِ علاقه ی بیش از حد من به این آهنگ که آن هم بیشتر به خاطر آهنگ ِ بی بدیل فرید و اجرای شنیدنی ِ ابی است تا ترانه ی شهیار... سال گذشته، شهیار قنبری به خاطر اجرای اشتباهِ مصرع ِ  "تو ای باغ ِ پر از برگ و پر از خواب ِ ستاره!" یکی از همان بلبشو های همیشگی اش را به راه انداخت...

 

 

  1. شب

این آهنگ هم شاید به خاطر همان خاطرات کودکی که اشاره کردم، در این لیست آمده است. بیش از هر چیز، اجرای ِ طوفانی ِ شکیلا از همان آغاز آهنگ در ذهنم مانده بود. همین چند روز ِ پیش، آلبوم های شکیلا را از دوستی گرفتم و لذت ِ چشیدن ِ "شب" را پس از گذشت سیزده سال، دوباره مزمزه کردم...

 

 

  1. انتظار

"از سَر ِ بچگی تا تهِ پیری، انتظار!

از اوج ِ موج بازی، تا سرازیری، انتظار!"

منصور می رفت که به پرچمدار ِ ترانه ی نوین در بین خوانندگان جوان تبدیل شود. کم کم داشت به جاهای خوبی می رسید و محبوبیت هم داشت، که "فقط به خاطر ِ تو" را به بازار داد. با این آلبوم از ترانه ی متعهد فاصله گرفت اما به قله های شهرت رسید و تبدیل به محبوب ترین خواننده ی روز شد. محبوبیتی که به روز به روز کم رنگ تر می شود و این خصلت ِ این گونه محبوب شدن است.

منصور ِ امروز، به چیزی شبیه ِ یک فرزند ناخلف برای ترانه ی نوین تبدیل شده است...

 

 

  1. ستاره

یغما گلرویی دو همکاری با با شادمهر عقیلی داشته است که هردو در آلبوم "آدم و حوا" آمده است. به نظر من، این دو همکاری ( "ستاره" و "بامن باش!" ) هر دو از بهترین آثار شادمهر عقیلی؛ این استعداد به هرز رفته!؛ هستند. "آدم و حوا" آلبوم بسیار خوبی بود که با سنگ اندازی های ارشاد، "شادمهر" را به لس آنجلس کشاند و در آن جا هم آلبوم، زیر سایه ی آلبوم "خیالی نیست!"، به خوبی دیده نشد...

 

 

  1. اقیانوس ِ خالی

"هلن" شاید دومین فرزند ناخلف ترانه ی نوین باشد که البته به اندازه ی منصور به ورطه ی ابتذالِ لس آنجلسی کشیده نشد؛ البته من از کارهای جدید او تا حد زیادی بی اطلاعم، تصور می کنم هنوز هم با آندرانیک همکاری داشته باشد...

آهنگسازان و ترانه سرایان ِ قدیمی، انصافاً برای او سنگ تمام گذاشتند و « اقیانوس خالی، جاده ی سبز، کولی، مهر بوسه و ...» آثار خوبی هستند که تکرار چنین آثاری در این سال های کم فروغ، می توانست به ترانه ی نوین کمک کند...

 

 

  1. من و تو، درخت و بارون...

"ناز ِ انگشتایِ بارونِ تو باغم می کنه..."

"خشایار اعتمادی" گلوله ی شروع دوباره ی موسیقی ِ پاپ را پس از بیست سال  شلیک کرد؛ با آلبومی که آهنگسازش بابک بیات بود و در آن ترانه هایی از ایرج جنتی عطایی و احمد شاملو هم دیده می شد؛ و به رسم ِ آن سال ها آهنگ هایی در وصفِ امام علی (ع)، وطن و مادر که به عنوان تضمین مجوز گرفتن آلبوم در بیشتر ِ آلبوم ها حضور داشتند...

بعد از گذشت ِ ده سال برگردید و به آن سال ها نگاه کنید، انصافاً آثار خوبی تولید می شدند؛ خواننده های تازه نفس و هنوز در دام ِ پول و دلالی و کنسرت و ... گیر نیفتاده، مردم ِ تشنه ی شنیدن و فروش های میلیونی و نسل اول ترانه سرایانی که ترانه نوشتن می آموختند...

 

 

  1. دلم گرفت!

خیلی ها هنوز هم می گویند آلبوم "دو نیمه ی رویا"، بهترین آلبوم ِ پاپ ِ تولید شده در ایران، پس از سال هفتاد و شش است. "دلم گرفت" بیش از سایر آهنگ های آلبوم در ذهن ها مانده است، در حالی که مشخص است اهورا ایمان هنوز به فرم مناسب و خاص خودش دست نیافته بوده است و به طور کلی، ترانه های آلبوم در سطح ِ آهنگ های مرحوم بابک بیات نبودند...

 

 

  1. پرسه

همکاری های ِ یغما گلرویی و سیاوش قمیشی، فصل تازه ای را برای هر دو هنرمند به وجود آورد. "نقاب" شاید نقطه ی اوجی در کارنامه ی سیاوش قمیشی بود و هم چنین، این همکاری ها فرصتی شد برای یغما گلرویی که ابراز وجود کند و خود را در صحنه ی ترانه ی نوین به همگان اثبات کند. همکاری این دو نفر همچنان ادامه دارد و احتمالاً در آلبوم ِ جدیدِ سیاوش قمیشی شاهدِ ترانه هایی از یغما خواهیم بود.

 

 

  1. خط قرمز

گاهی وقتا با یه رویا، می شه از حادثه رد شد!

آهنگ هایِ سریال ِ "خط قرمز"، همانند خود ِ سریال به شدت مور توجه قرار گرفت. "خط قرمز" برای آن سال ها، بسیار تازه می نمود و ترانه های سریال، که به سبک فیلم های دهه ی پنجاه گاهی در میان فیلم نیز شنیده می شدند؛ و هم چنین ریتم تندی داشتند که تا آن زمان در تلویزیون شنیده نشده بود، نقل مجالس شده بود.

با این وجود کمتر کسی، افشین یداللهی، ترانه سرای آن ترانه ها را می شناخت. دکتری که در این روزها به لطف صدا و سیما، به شناخته شده ترین چهره ی ترانه تبدیل شده است به طوری که چند وقت پیش، یکی از دوستانم در دانشگاه از افشین یداللهی و ترانه هایش حرف می زد و وقتی من از "شهیار قنبری" سخن به میان آوردم، او حتی نام شهیار را نیز نشنیده بود!!!

(پی نوشت: نام ِ اصلیِ این ترانه را پیدا نکردم، به هر حال در لابه لای سکانس های سریال خط قرمز پخش می شد.)

 

 

 

  1. درخت

"شب نیلوفری" هوادارانِ ابی را سیراب کرد و "درخت" گل ِ سرسبدِ آلبوم بود. ترانه ای روایی که در روزگار کمبود این سبک از ترانه، صلابتی دوباره به حنجره ی ابی بخشید؛ سیاوش قمیشی سنگ تمام گذاشت و استیو مک کروم هم آشنایی و تسلطِ خودش با سلیقه و گوش مخاطبان ایرانی را به رخ کشید.

 

 

  1. کیو کیو بنگ بنگ

"کیو کیو" اولین همکاری ِ گوگوش و مهرداد بود. همکاری ای که هنوز هم به مذاق ِ بسیاری خوش نمی آید و شاید هم دلیل آن اعتماد بیش از حد گوگوش به مهرداد و دادن اختیارات ِ بسیار به اوست. و همین نکته، هواداران گوگوش را که او را اسطوره می خواهند، ناراحت می کند.

زویا ترانه ای ویژه سروده بود که بیش از سی بند داشت و در کنار ِ غزل- ترانه که پیش تر هم داشته ایم، شاید بتوان نام قصیده- ترانه را بر آن نهاد!!! طبیعتاً این ترانه آهنگسازی ویژه ای می خواست، به صورتی که با اینکه بسیاری از ابیات و بندها دکلمه شدند، باز هم زمان آهنگ بیش از ده دقیقه شد...

 

 

  1. ضیافت

من خودمم، نه خاطره... منظره ام نه پنجره!

من یه هوای تازه ام، در انعکاس حنجره!

"ناصر عبداللهی" با "عشق است..." و غزل های بهمنی به طور ِ جدی وارد عرصه شد، با آلبوم ِ "دوستت دارم" و "ناصریا"یش گل گرد، بعدها شاید به بی راهه رفت و آخر سر هم در سکوتِ و کم کاری در بندر دچار ِ مرگ مشکوکی شد.

زمانی یغما گلرویی زیر متن ِ همین ترانه ی "ضیافت" در کتاب "پرنده بی پرنده" اضافه کرد: "ناصر ِ دیروز این ترانه را خواند، عبداللهی امروز را نمی‌شناسم!"

 

 

  1. چکاوک

بالاخره هوادارن داریوش پس از سال ها عاشقانه ای شنیدند که داریوش سال های پیش را دوباره به یادشان انداخت. ترانه ی ایرج کاملاً به سبک ترانه های دهه ی پنجاه نوشته شده بود، اگر چه لحظه های ِ تازه و هیجان بخشی همچون "کمم، قدیمی ام، گمم" در آن به چشم می خورد. جالب بود وقتی چندی بعد مجری معروف و مغضوب صدا و سیما هنگامی که می خواست جلوی میهمانانِ لشکری و کشوریِ برنامه!! ابراز ارادت و کوچکی کند، از عبارت " کم و قدیمی و گم" استفاده می کرد!